تبليغاتX
حوریـــــــان مـهــتابـــــی
PictoFX Template Design Workshop
لطفا چند لحظه صبر کنید ...
 
خداحافظ تا بهاری نو
 

 

اگر تا العان بودم و مینوشتم فقط بخاطره همون بهاری بود که العان پاییز شده. العان بهار برای کسی دیگه اومده پس فردا هم برای کسی دیگه میاد

هوای پاییز دم دمی مزاجه  بعضی وقتها  خشن و سنگ بعضی وقتها مهربون.

 

خداحافظ تا تابستون

 

 
یا حق .......
  dss_pune2005's Avatar    اممم

 

 

سلام

دیگه از این وبلاگ بازی و بچه بازیها بدم اومده یه جورایی ..

چقدر آدم زود تغیر میکنه من تا پارسال یکی از دفتر خاطراتم همین وبلاگ نویسی بود  ولی الان اصلا بدم اومده  

چقد آدمیزاد در  تغیره که خودش هم خبر نداره

ولی خوشحالم از این تغیرات  ...

خدا رو باید شاکر باشیم

شاید این آپها آخرین نوشته هام باشه  دیگه کم کم  برم جزو  فراموش شدگان

ولی شاید تابستون دوباره بیام و بترکنم  مثل قبل ها که بیننده هام تا ۴۰ یا ۵۰ نفر میرسید

 

حالا خدا بزرگه تا تابستون بعدی ببینیم کی مرده س کی زنده

 

                                                                      

 

خداوندا!

نداي تو را مي‌شنوم

كه مرا به سكوت درون مي‌خواند

حضورت را حس مي‌كنم

و در مي‌يابم كه در هر چه روي مي‌دهد

حكمت تو نهفته است

خداوندا!

مرا خردي بخش

كه شكست را توقف ندانم

دانشي بخش

تا دريابم راه موفقيت

از ميان شكست‌ها مي‌گذرد

پاكم ساز

تا با قلب خود درگاهت را

بوسه باران كنم...

 

 

براستي كه دوستي صميمانه با خدا شفاي دلهاي خسته است  ...

 

                                                                                      

           

  

 

عزیزان دلم  

هر کسی که ره گذر بوده

هرکی که میاد تو این بلاگ و میره

هر کسی که به امیده آپ بعدی مییامده و میرفته

دیگه همه

اگه دختر بدی بودم تو این چند سال چیزی نوشتم که ناراحت شدین به خوبیه خودتون ببخشید و حلال کنید که البته میدونم همچین کاری نکردم  

روزهای خوبی را در کنار خانواده و دوستاتون داشته باشین

و

همیشه عاشق و پیروز  

مواظب خودتون باشید  قربانتان خداحافظ

 

 

 

bye-bye

 bye-bye

 

 bye-bye

 
آقا اجازه !
  سلام  

یه کم از خودم بگم

حال و احوال کنیم  

وای چقدر خسته کننده شده این روزا مخصوصا >> کلاسها

همه زندگیم شده >>>>> صبح -> صبحانه ی عجولانه - کلاس و درس تا عصر

عصر یه کم بگردیم تو شهر  بعد دوباره کلاس و درس تا شب

شب برم خونه دیگه نا ندارم شام بخورم به زوره مامان خانوم یه چیزی بخور برو تو تخت

فردا بازم همین  >>>> چشمام دیگه در نیاد بیوفه قل قل کفه دستم خوبه   

 

اااااااااااااااا

دیدی چی شد؟

کی بهم واسه تولدم کادو داد؟

یادم رفت بنویسم تو اون پست

بودو هااااااااااااااااااااااا

اونایی که میشناسن که هیچی منتظر پستشون هستم  

دوستای نت و وبلاگ هم حالا یه چیزی مثل آهنگ اینا

  خوب؟

فعلا خداحافظ  

 

 
شب قدر
 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید     ***  معشوق،همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو، همسایه دیوار به دیوار   ***  در بادیه سر گشته شما در چه هوایید

 

 

              

 

ضربت خوردن حضرت علی رو به تمامی مسلمانان تسلیت میگم

 

 
تولدم مبارک
    سلام

میگما

چه خوب میشد همیشه یه چیزی بهونه بود که آدم شاد بمونه

مثلا این که تولد منه و من خشحالم  بلی بلی تولد مبارکه ه ه ه ه ه ه ه ه

 

ماشالا چشم نزنم از وقتی هم که به دنیا اومده بودم هماینطوری >>>>   <<< شیطون

ورزشکار - شاد مخصوصا  آره قربونش بشم همیشه همینطورم

 

این هم به افتخاااررررر  خوده خودم

یه کف مرتب و با دست همراهی بشه عزیزان 

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاس

جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس

جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام

وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست

عزیزم تولدت مبارک.

عمر من تولدت مبارک

مهربون تولدت مبارک

 

            TinyPic image

 

 

 
حرهای خودمونی
  اول سلام

بعد از نمیدونم این همه وقت اصلا نمیدونم چی بنویسم 

چیزی به ذهنم نمیرسته که جالب باشه بخوام تعریف کنم

شاید دیگه مثل اون موقعها علاقه نوشتن و وبلاگ و اینارو ندارم

 

همه چیز خیلی زود تغیر میکنه (برای من) هم احساسم هم به چیزایی که علاقه دارم حتی به آدمها یا دوستام

البته الان اینطوری شدم ولی قبلا نبودم

همش از سر حرفایی که سارینا بهم زده هست 

 قربونش بشم اگه نبود تو زندگیم من نمی دونم باید چیکار میکردم (اگه آدم همیشه یه دوستی مثل این دوست من داشته باشه دیگه هیج غمی نداره ولی حیف که دوست اینترنتیه یعنی من نمیتونم بیشتر ازش بهره ببرم    )

 

تا نوشته ی بعدی که نمیدونم کی هست خدافظ

 
پلکی دوباره بر تو میزنم و به دید دیگری مینگرمت (سلام)
  دوست دارم بنویسم دوباره اینجا

خیلی دوسش دارم این وبلاگم رو

چنتا دیگه ساختم ولی مثل این یکی نبود 

 

در هر صورت چند وقت دیگه دوباره شروع میکنم مینویسم.

 
1-2-3
 

 

 

http://www.parvaze-shabane.persianblog.com/

نقل مکان شد

با این که دلم نمیخواست از اینجا برم ولی به خاطر ....

حالا گذشته  

یکی باید خودمو دلداری بده اون یک نفر هم خودمم

 

http://jigho0o.blogfa.com/

این بلاک هم با یکی از دوستام ساختیمش  

 

                                         

 

 

 
خدایاااا تو شاهدی - ببین آدما رو - ببینننننن
 

 

zlate_slunce 

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم   

 فانوس خیال از او مثالی دانیم

 

خورشید چراغدان و عالم فانوس  

   ما چون صوریم کاندرو حیرانیم

 

zlate_slunce

 

carodejka

 

 
میدونی دل قالی چه رنگیه؟
   

 

 

 

دل آدم که زمستونی باشه ,
دیگه این لبخند و شادیش چی چیه ؟

سفرهای دلتنگی که هست
,
دیگه این خنده های الکی , چی چیه ؟

وقتی از شادی فقط , شکلک اون رو صورته

من نمی دونم آخه , این قیل و قالش چی چیه ؟

میگن الان بهار شده
خودمونو گول زدن , داد و هوارش چی چیه ؟
دو سه تا شکوفه گیرم که زده روی درخت

باغبون دلش شکسته , نوبهارش چی چیه ؟

وقتی هیچ چیزی شبیه یک بهاره تازه نیست
آخه قربونت بشم , پس این شعارش چی چیه ؟
ما ها زندونی زندون سیاه غصه ایم

کاش یکی به ما می گفت راه فرارش چی چیه


 
آشفته
 

آنکه شد هم بی خبر هم بی آثر    ***      از میان جمله او دارد خبر

تا نگردی بی خبر از جسم و جان    ***     کی خبریابی از جانان یک زمان؟

 

 

روزها فکر من این است        و همه شب سخنم

   که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام                آمدنم بهر چه بود

به کجا می بری آخر تمنایی وطنم

 

 

یه ماهی بود یه دریا
ماهی شده بود باورش
تور که بندازن روی سرش
میشه عروس ماهی ها
ماهی نمی شد باورش
نگاه گرم ماهیگیر
میشه نگاه آخرش


کلافم از این همه ظاهر های آراسته ولی پوچ

خسته شدم از این همه گفتن و شنیدن های به ظاهر زیبا ولی احمقانه

از این دوست داستن های دروغییییییییییییی که به درد هیچی نمیخوره

ولی چیکار میشه کرد که به دست همین آدما زندگیمون جلو میره

کی میشه همه بفهمیم رندگی حق هم ست

کی میشه آدما از بچه بازیاشون دست بر دارن

حده اقل حرمت برای هم قائل باشن

برای دوست داشتنشون ارزش بزارن

ولی حیف که همش حرفه  (حتی خودم.....)


 
دختری به نام هیچ کس
  این مسدود شدن هاست غیر از مشکلات عاطفی ، احساسی ... مشکلات مالی هم همراه داشته
یکی در صفحه یاهو میگه خودت رو درگیر این آدم ها نکن
یک موسیقی یک دقیقه و خورده ایی با صدای بلند داره فریاد میزنه تو گوشم

اما خیالی نیست
همین که موسیقیی هست که دلت رو فریاد میزنه
نمازی می خونی و با خدای خودت حرف میزنی و آرامش میگیری برای چند صباحی
همینا دلخوشیه ...
همشون صفحات زندگیه ...
خلوت شب ...
سرمایی که گاهی از لایه پنجره پشتت رو میلرزونه ...
اینا همش جزیی از زندگیه ...
خیالی نیست
مطمئنم خدا هست
دیروز بعدازظهر که حرف زور شنیدم خدا بود
امروز با همه کارهام ، خدا کنارم بود
فردا هم حتما خدا هست ...
حتما هست ...


تمام نیتم از ادامه این بلاگ بوجود آوردن یک صفحه احساسیه سفید بود ، که وقتی از میان این ترافیک سیاهی های دنیا پا به صفحه بلاگ عاشقانه ی مهربون خودم که بخاطره یک نفر درستش کردم که بتونم ذره ایی آرامش به دلش هدیه بدم  مینویسم...
بزرگترین چیزی که از این بلاگ شادم میکرد ، این بود دلی رو شاد می کردم ، وقتی ایمیلی ، پی امی برام میرسید و طرف مقابلم از خوندن مطلبی یا شنیدنِ شعری احساسی خوشحالی می کرد ، شاد می شدم ...

شادی موندگار خوبه ، آرامش خوبه ، یک خلوت که درش احساس خوب و آرومی داشته باشه خوبه
...قبل از اینکه وارد دنیای اینترنت بشم ، آرامشگاهم ، اتاقکم بود با چندین کتابهای جورواجور   ....   ولی آشنایی با این اینترنت .....

 

خودم احساس می کنم دارم هذیان میگم ، حتی الان مطمئن نیستم که کلمه هذیان رو با این ذ می نویسند و کمی بیشتر به کلمه هذیان دقیق میشم به ه کلمه هذیان هم شک می کنم که نکنه با این ه نباشه ...

آخه دلم گرفته ...

هر وقت که فکر میکنم میبینم دلم گرفته  فکر کنم این از ناشکری باشه یا سن نوجوانی ۱۸ سالگیم باشه نمیدونم والا شما چی فکر میکنین؟

عاشقی سوخته‌ای بیسر و سامان دیدم
گفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را

نفسی سرد برآورد و ضعیف از سر درد
گفت بگذار من بیسر و بی‌سامان را

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات
من که بر درد حریصم چه کنم درمان را ...

بی خیال ...

الان تو کلاس درس نشستم خیر سرم  آخه دیگه نزدیک آخر ساله کارهای خاصی نداریم. یعنی من کارهایی رو که باید انجام میدادم رو دادم و الان سرگرم نوشتم وبلاگ هستم کسی هم کاری نداره بهم 

بازم بیخیال

دوست دارم زمزمه کنم ...


تا خدا هست
خیالی نیست ...
تا خدا هست
خیالی نیست ...
خیالی نیست ...
خیالی نیست ...

Business man & footprints atop a dune (© Brad Wilson/Getty Images)


 
طعم روشن ماه
 

 

                                                

                         

                                                       

                                                            

در يك غروب تشنه تابستان
در نيمه هاي اين ره شوم و اغاز
در كهنه گور اين غم بي پايان
اين اخرين ترانه لالاييست
در پاي گاهواره خواب تو
باشد كه بانگ وحشي اين فرياد
پيچد در اسمان شباب تو
بگذار سايه من سرگردان
از سايه تو دور رو جدا باشد
روزي بهم رسيم كه گر باشد
كس بين ما نه غير از خدا باشد

Godly LoveGodly LoveGodly Love

 
مریم حیدر زاده
 

مث اون موج صبوری که وفا داره به دریـــــــا

تو مهی مثل حقیقت٬ مهربونی مثل رویـــا

♥♥♥

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر

مث اون حرفی که ناگقته می مونه دم آخر

♥♥♥

تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر

تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر

♥♥♥

مث اون مهمون خوبی که میاد آخر هفته

مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته

♥♥♥

مث پاییزی ولیکن پُری از گلهای پونه

مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه

♥♥♥

تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا

بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها

♥♥♥

دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی

میدونم عوض نمیشی تو خودت گفتی همینی

♥♥♥

مث نذر بچه هایی مث التــــماس گلـــدون

مث ابتدای راهی مث آیینه مث شمدون

♥♥♥

مث قصه های زیبا پُری از خوابای رنگی

حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی

♥♥♥

پُر نازی مث لیلی پر شــعر مث نـــیما

دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا

♥♥♥

بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد

دید یارش داره می میره موندش و صرف نظر کرد

 

 

 
مجله موفقیت D:
 

 

  سر افراز از فتحی بزگ

پا به سلول انفرادی قلبت نهادم.

کلمه ای در خور احساسم نمی یابم.

حال که یادگاری های ...

نوشته بر در و دیوار را می خوانم !!!

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

  برای نقد کردن چکی دیگر

که روی آن نوشته بود: ٫دوستت دارم٬

تمام شهر را زیر پا گذاشتم

نمیدانم٬ شاید روزی نمایشگاهی دایر کنم

از این ...

چک های بی محل در وجه حامی !!

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان آوردن کلمه ای به طرف مقابل اتقال دهی.

بهترین شوخی آن است که بدون تمسخر و تحقیر دیگران باعث شاری جمع شوی. (مثل کلاه قرمزی)

بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفر بودن.

بهترین ایده ها را همیشه احساس تو به تو هدیه می کند نه عقل تو .

بهترین آرامش شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری.

بهترن نعمت بدون هیچ قید و شرطی٬ سلامتی و دل خوش.

بتهرین عمل آن است که بدی را با نیکی جواب بدهی.

و بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد ٬ نه اسمت.

 

  ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

  • آن گاه که در پی هدایت و درمان دردهای روحی و اخلاقی خویشتن هستی: هستی نامه دردهای تو را درمان میکند. (اسرِ/۹)
  • آنگاه که که دچار دلگرمی شدی و وجودت در تب و تاب بیداری است: هستی نامه را برگزین که مایه بیداری و اندرز توست.(قلم/۵۲)
  • آنگاه که در تاریکی ها سرگردانی و گمگشته طریق هدایت٬ هستی نامه تو را همچون نوری تابان هدایت خواهد کرد.(نسا/۱۷۴)
 
آوای مهر
 

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پيدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادریست
روزی که دیگر درهای خانه را نمی بندند
قفل
افسانه ئی ست
و قلب
برای زنده گی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف
زنده گی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ئی ست
تا کم ترین سرود
بوسه باشد
روزی که تو بیائی برای همیشه بیائی
و مهربانی با زیبائی یکسان شود
روزی که ما دوباره کبوترهایمان را دانه بریزیم....
و من آن روز را انتظار می کشم
حتا روزی
که دیگر نباشم.

TinyPic image

 
 

متن های تقلبی 


 

 

تو باراني و من باران پرستم 

             تو دريايي , من امواج تو هستم 

                           اگر روزي بپرسي باز گويم : تو من هستي و من نقش تو هستم

                                          ***

امشب به خاطر غزل آخرم بخند….امشب که از همیشه شاعرترم بخند….تا پر شود نگاه من از رنگ زندگی….تا حس بودنت بشود باورم بخند

 

                                           ***

 

 شبي مست مي گذشتم از کنار خانه اي  ناگهان ديدم صحنهاي ويرانه اي پدر کور و فلج افتاده اندر گوشه اي<<<<<<مادري مات و پريشان همچنان پروانه اي پسرک از سوزه سرما مي زند دندان به لب<<<دخترک مشغول عيش و نوش با بيگانه اي از آن پس عهد کردم با خودم<<<که دگر مست نروم اندر خانه اي <<< تا نبينم دختري عصمت فروخته بهر نانه خانه اي

                                          ***

  باز شب خورشيد رفت و ستاره بالا آمد آفتابگردان نگران به دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره چشمكي زد گل سرش را پايين انداخت آري گل هيچوقت خيانت نميكند.

 

 

 
حرف آخر شمع
 

          

 Your Image Thumbnail

 پروانه ي من در دامي افتاده كه عنكبوتش سير است .... نه ميتواند پرواز كند و نه بميرد.....!!!

                                          

 

 

   TinyPic image 

                                                                                            

شمع دانی به دم مرگ

       به پروانه چه گفت

     گفت: ای عاشق دیوانه

        فراموش شدی !

                           سوخت پروانه ولی                                   

 

         خوب جوابش را داد

          گفت طولی نکشد

          تو نیز خاموش شوی                                                          

 
بوی بهاری
     اول عید رو تبریک بگم و بعدش مطالبی رو که آماده کردم مینویسم  

             نوروز۱۳۸۶ رو به همگی دوستان تبریک میگم       

                                                 

TinyPic image

            


                                       

TinyPic image

و اعتراف قشنگ ست اگر چه با تاخير
پرنده بودم اما پرنده‌ای دلگير
               ***
پرنده بودم اما هوای باغ زمين
از آسمان بلندم کشيده بود به زير
                ***                                               
پرنده بودم اما پرنده‌ای بی‌پر                               
پرنده بودم آری ولی عليل و اسير
                ***               
چقدر منتظرت بودم ای چراغ مراد
که خط گمشده‌ام را بياوری به مسير
                ***
و آمدی و مرا زين خرابه پر دادی
به سمت باز افق‌های روشن تقدير

                ***              
ميان اين من حال و تو ای من پيشين
تفاوتی است اساسي، قبول کن بپذير
                *** 
گذشت آنچه ميان من و تو بود گذشت
ترا نديده گرفتم، مرا نديده بگير
                *** 
به راز عشق بزرگی وقوف يافته‌ام
مرا مجاب نمی‌کرد عشق‌های حقير

               ***
پرنده‌ام اينک يک پرنده آزاد
پرنده‌ام آری يک پرنده ...

                                                                       


وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد
 در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش


بودنم را هيچ کس باور نداشت

هيچ کس کاري به کار من نداشت

بنويسيد بعد مرگم روي سنگ

با خطوطي نرم زيبا وقشنگ

انکه خوابيده در اين گور سرد

بودنش را هيچ کس باور نکرد


ميدانم كه اسمان ابي ست ميدانم كه شاپرك ها زيبايند ميدانم ,واين را هم ميدانم كه اقاقيها هنوز زندگي را دوست دارند ميدانم كه فقط پاييز نيست كه غمگين است گاهي حتي بهار نيز مانند باغي سوخته و عريان است و همه چيز را ميدانم فقط اين تويي كه برايم معنا نشدني و عجيب هستي نمي دانم از كدام روياي باور نكردني امده ايي تا مرا از اين كه هستم تنهاتر جلوه دهي نميدانم ,نميدانم چرا امدي چرا اين گونه امدي تا مرا تنها تر و بي كس تر از هميشه بگذاري .......

                                      

 

 

 

 

                                                           

TinyPic image

 

 

 
خشک شدن یاس های وحشی
 

 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمانیم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

                                     

 

...

تو همون پرندهستی 

همون که روزی نشستی

کنار پنجره ی من

خوندی از زيبايي من

من که زيبايي نداشتم

مهم اين بود تو رو داشتم

اين شد که اونجا نشستم

تا هميشه باشی پيشم

اومدم تو رو ببينم

تو اميد آخرينم

 

نميدونم نميدونم

نمی خوام هرگز بدونم

که کی بود پنجره رو بست

جستی زد خنديد و  بعد رفت

ديگه کم کم سايه ی تو توی پنجره نيفتاد

ديگه عکست توی آينه مژده ای به من نمی داد

منو پنجره هنوزم به يادت با هم ميشينيم

موقع دلتنگيهامون خاطرات تو رو ميگيم

از وقتی ديگه نگاتو با دو تا چشام نديدم

واسه